ناموران تاریخ ایران از سیستان
پیش از اسلام
1- گرشاسب :
گرشاسب از نام آورترین پهلوانان ایران در حماسه های ملی ماست که از سیستان برخاسته است این پهلوان از خاندان بزرگی بود که نژادش به جمشید می رسید .
جمشید هنگام فرار از چنگ ضحاک با دختر (کورنگ) پادشاه زابلستان ازدواج کرد و از وی پسری به نام (( تور)) پدید آمد از تور (شیدسب ) و از شیدسب ، (تورگ ) و از تورگ (شم ) و از شم (اثرت ) و از اثرت ،گرشاسب .
در اوستا نیز از گرشاسب ، نام برده شده است ، و او در نامه مقدس بمنزله رستهم شاهنامه یا "هر قل " یونانیان است . در اوستا " گرشاسب آمده و سانسکریت هم "کر ساسو " می گویند ، یعنی دارنده اسب لاغر
2- رستم
نام رستم در اوستا "رئوته استخمه " و در پهلوی "رت استخمک"و در فارسی رستهم یا رستم آمده است و معنی آن تهمتن یا روی توانا ، کشیده بالا ، بزرگ تن و قوی اندام می باشد .
جمشید دارای پسری به نام تور بود از تور شیدسپ و از شیدسپ تورگ و از تورگ شم و از شم اثرت و از اثرت گرشاسب و از گرشاسب نریمان ، از نریمان ، سام از سام ، زال و از زال رستم بوجود آمد
زال را فرزندی سپید موی به دنیا آمد .او که از این فرزند پیر ننگ داشت و به نظر وی دیوها در وجود او اثر داشتند به همین سبب فرزند را از خود راند و به دامن البرز کوه گذاشت . سیمرغ کودک شیر خوار را دید و او را با بچه های خود بزرگ کرد .
سالها بعد سام به واسطه خوابی که دید به البرز کوه رفت و پسر را نزد خود آورد سیمرغ او را "دستان" نامیده بود .
مدتی بعد سام پادشاهی سیستان را به زال سپرد و برای نبرد با دیوها به گرگساران و باختر مازندران رفت .
زال جوان از آغاز عاشق" رودابه " دختر مهراب ، پادشاه کابل شد .
عروسی صورت گرفت و پس از چندی رودابه باردار شد .
به دنیا آمدن رستم با رنج و سختی بسیار همراه بود ، رودابه از آغاز آبستنی احساس می کرد کودکی غیر عادی در شکم دارد و چون کودک از فرط درشتی نمی توانست از شکم مادر بیرون آید ، زال از سیمرغ چاره جویی کرد ، سیمرغ توصیه کرد رودابه را با شراب مست کنند و پهلویش را بشکافند و بچه را از شکم مادر بیرون آورند و برای اولین بار عمل سزارین – روی رودابه – انجام شد . این عمل برای اولین بار به غلط به رومیان نسبت داده شد ولی طبق شواهد تاریخی و گفته فردوسی در شاهنامه به دست ایرانیان انجام گردیده است
فرو ریخت ار دیده سیندخت خون که کــودک ز پهـلو کـــی آیــد بــرون
بیامد یکی موبد چیــــــره دست مر آن ماهــرخ را به می کرد مست
بکـــــافید بی رنج پهلوی مــــــاه بتــــابید مر بچــــه را ســـــــــر ز راه
چنـــــــان بی گزندش برون آورید که کس در جهان این شگفتی ندید
رودابه که بهبود یافت کودک را نزد او بردند ، رودابه از شادی گفت "بِرستم " یعنی
آسوده شدم و از این روی کودک را "رستم "نامیدند .
چو از خواب بیدار شد سر وبن به سیندخت بگشاد لب بر سخن
مـــر آن بچــه را پیش او تاختند بسـان سپـــهری برافــــــــراختند
به یک روزه گفتی که یکساله بود یکی تــــــــوده سوسن و لاله بود
ز تـــــن دور دید آن گران بند را چـــــو دید آن گرانمــــــایه فرزند را
بگفتا بِـــــــرَستم غم آمد بسر نهــــــادند رستمـــش نـــــام پسر
3 – زرتشت و سیستان
زرتشت ، پیامبر ایرانی ، سالها در سیستان بسر برد . ودر آن جا به اندیشه درباره افلاک و بررسی احوال ستارگان پرداخت ، چون سیستان از قدیم کانون کیش زرتشت بود .
زرتشت از مردم سکایی ( نیاکان سیتانیها ) بود . دلیل این نظر ، زبان اوست که زبان " گاثا " و " یشت ها " و " اوستا " می باشد .
ناموران ایران از سیتان
بعد از اسلام
1- امیر حمزه :
سیستان یکی از مراکز مهم فعالیتهای سیاسی بر ضد حکومت بغداد بود .
مردم سیستان در سال 180 ه . ق . به سر کردگی حمزه ، آشکارا بر ضد هارون الرشید خلیفه عباسی بر خاستند .
2- یعقوب لیث صفاری
پس از امیر حمزه ، مخالفین حکومت عباسی با سر پرستی عمار خارجی به یاری عیاران که دلیر و از جان گذشته بودند فعالیت و جنبش نوینی را در سیستان آغاز کردند . عیاری در آن روزگار به معنای هوشیاری کامل ، شجاعت ، حضور ذهن ، دفاع از ضعیفان بود .
چیزی شبیه دو شیوه کاراته و کونگ فو بطور مخلوط .
یعقوب لیث از بزرگان و رهبران عیاران بود .
یعقوب لیث ، بنیان گذار سلسله صفاریان بود
در ذیل به جنگها و لشکر کشیهای یعقوب لیث اشاره می شود
الف : جنگ با رتبیل
رتبیل پادشاه کابل بود که به خاطر حمایت از یکی از دشمنان یعقوب به نام صالح با او وارد جنگ شد . یعقوب در این جنگ 30.000 تن اسیر گرفت و 6.000 نفر را کشت و سر انجام بقیه سپاهیان کابلشاه تسلیم شدند
.
ب – جنگ با عمار خارجی
ج – لشکر کشی به هرات
یعقوب پس از رسیدگی به وضع سیستان و اعزام حکام ولایات ، به هرات رفت در آن موقع والی هرات ، حسین بن عبدالله بن طاهر بود
یعقوب لیث در سال 253 ه . ق قلعه هرات را محاصره و تصرف کرد .
ج – لشکر کشی به بامیان و بلخ
یعقوب لیث در 256 ه . ق به بامیان و بلخ حرکت کرد و به آسانی بامیان را متصرف شد ولی فتح بلخ مدتی به طول انجامید .
د – لشکر کشی به نیشابور
ه – لشکر کشی به گرگان
و – لشکر کشی به فارس
ز – جنگ با خلیفه معتمد
فقهای سیستان
الف – ابوداوود سیستانی
ابو داوود سجستانی ، سلیمان بن جارود بن اشعث سجستانی ، از سیستان بود و در سال ه . ق . ه به دنیا آمد و به طلب علم در مدارس احادیث خراسان به آنجا رفت و از محضر علمای بزرگی همانند مشایخ بخاری و مسلم وقتیبه بن سعید بغلانی و غیره بهره گرفت و امام محدثان عصر گردید .
کتاب معروف او " حدیث السنن " است که از پانصد هزار حدیث ابو داوود فقط چهار هزار و هشتصد حدیث درباره فقه و تشریع در آن جمع و نوشته شده است .
سایر آثار او عبارتند از
1- السنن ، چاپ قاهره ، سال 1280 ه –ق
2- مراسیل ابی داوود ، چاپ قاهره ، سال 1310 ه – ق
3- سئوالات او عبید آجری ، خطی پاریس – استانبول
4- مسائل الامام احمد ، نسخه خطی سال 292 ه – ق و دمشق سال 334 ه – ق
5 – سمیه الاخره ، خطی ، دمشق
6- کتاب التنزیل فی الرسم ، نسخه خطی فارس ، سال 229 ه – ق
7- کتاب البعث و النشور ، خطی ، دمشق
ب – حاج سید علی سیستانی
ج – سید زین العابدین سیستانی
د – آیت الله شریفی
فضلا ، عرفا و مشایخ سیستان
الف – ابراهیم سیستانی
ابراهیم سیستانی از دانشمندان بنام ایران در قرن اول ه – ق است ، وی در سال شصت در خط مسند ابتکاری نشان داد و پانزده حرف از حروف اوستایی را به جای حروفی که در خط مسند ( کوفی ) بود به کار برد و برای آن قاعده وصل ترتیب داد و به این صورت خط معقلی بوجود آمد .
ب – یوسف سیستانی
یوسف سیستانی از دانشمندان معروف سیستان در اوایل اسلام بود ، او پس از برادرش ابراهیم سیستانی ، از خط معقلی دو قلم دیگر به نام " جلیلی " و " ثلثین " استخراج کرد ، یوسف سیستانی دو قلم دیگر از قلم معقلی استخراج کرد که یکی را دیباج و دو دیگر را سجلات نامید . دیباج واژه ای فارسی و در دوره ساسانیان هم به خطی گفته می شد که در روی پارچه های ابریشم می نوشتن که همان طومار باشد و دیبا از دبیری و دیویری که نام خط به زبان پارسی باستان باشد ماخوذ گردید و دیباج معرب "دیبه " است از آنجا که طومارها را روی پارچه های ابریشمین می نوشتن بعد ها پارچه ابریشمی را هم در فارسی " دیبا " گفته اند .
ج – ابوالفتح بُستی
د – ابوالفضل بُستی
ه – خواجه معین الدین محمد بن حسن سجزی
و – امیر حسن علاء سجزی
ریاضی دانان سیستان
الف - ابو سلیمان سجستانی
ابو سلیمان محمد بن بهرام سجستانی منطق دان و فیلسوف بزرگ قرن چهارم ه – ق و معاصر عضد الدوله دیلمی و مورد توجه او بود . وی رسائلی به نام عضدالدوله در شرح فنون حکمت و تفسیر کتابهای ارسطو ، نگاشته است .
ب – ابو سعید سجزی
استاد ابو سعید سجزی از جمله بزرگترین دانشمندانی است که زیج مامونی را بنیاد کرد و برای مامون خلیفه عباسی ، رصدی ساختند که از لحاظ دقت و درستی حسابها بر همه رصد های قبل و بر بسیاری از رصد های بعد ترجیح دارد ابو سعید و همدستان دانشمند وی مساحت دور کره زمین را استخراج کردند ، برآورد آنان نزدیک ترین رقم را به محاسبات جدید نشان می دهد ، به طوری که تفاوت آن فقط چند متر است وی اسطرلاب زورقی را به فرض آنکه کره زمین متحرک و کره سماوی ( افلاک ) به استثنای سیارات هفت گانه ثابت باشد اختراع کرده .
ابوریحان بیرونی درباره این اختراع می نویسد " از ابو سعید سجزی ، اسطرلابی از نوع واحد و بسیط دیدم که از شمالی و جنوبی مرکب نبوده و آن را اسطرلاب زورقی می نامیدند .
شاعران سیستان
1- محمد بن محلد یا مخلد
محمد بن مخلد سیستانی از بزرگان علم و ادب و از نخستین شاعران ایران و معاصر یعقوب لیث صفاری بود .
2 – محمد بن وصیف سیستانی
3- استاد ابوالفرج سیستانی
4 – فرخی سیستانی
ابوالحسن علی جولوغ ، متخلص به فرخی شاعر بزرگ و مشهور اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم ه – ق – از جمله سر آمدان سخن در عهد خویش و در همه ادوار تاریخ ایران است .
من قیاس از سیستان دارم که آن شهر منست
و ز پی خویشان ز شهر خویشتن دارم خبر
شهر من شهر بزرگست و زمینش نامدار
مردمان من در شیر مردی نامور
5- شمس بُستی
6- فرید الدین سیستانی
7 – بدیع سیستانی
8 – شمس الدین مبارک سیستانی
9 – سراج الدین سیستانی
10- ابوالفتح سیستانی
11 – حمزه غافل سیستانی
12 – میرزا همت سیستانی
13 – میرزا شجاع سیستانی
14 – بهادر سیستانی
15 – بدیهی سیستانی
16 – احولی سیستانی
17 – احولی سیستانی
18 – زین سیستانی
19 – عنایت سیستانی
20 – عبدالقادر سجستانی
21 – عاشق سیستانی
22 – غافل سیستانی
23 – طبعی سیستانی
24 – صفی الدین بُستی
برگرفته از کتاب بزرگان سیستان
نوشته دکتر ایرج افشار سیستانی